تبليغاتX
f کجائید یاران کجائید؟؟؟ tr>

  إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كـَأَنَّهـُم بـُنـْيَانٌ مَرْصُوصٌ...                  ! 

یاد بادا شور شبهای وداع ............ کز درِ میخانه با خون شد دفاع

 

اي رؤياي باراني آخرين سوار گمشده

در دشتستان ابري بغض !

شبي بر درگاه شکسته‌ي خاطرم

رؤياي سوخته‌ات را

با آخرين ستاره‌ي التماس، گريستم.

با آخرين ماهياني که

سرود اشک‌هاي خويش را

در درياي گمشده‌ي نگاهم مي‌جستند.

در ساحل سپيد کدامين ترانه

گلوي خونين تو را بسرايم

تا پرچم فريادم

از نسيم رويايت

دوباره جان گيرد؟

از: رجب افشنگ

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/04ساعت 8:10 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

 

سلام هي حتي مطلع الفجر...

 

ياد و خاطره ي دوست شهيدم ،

شهيد محمدعلي ملاكبيري

 كه در سن ۱۷ سالگي آسموني شد

 و ياد همه ي گلگون كفنان عمليات رمضان ، گرامي...

 

نام عملیات‌: رمضان

تاریخ عملیات‌: ۲۳ تیر 1361  (شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان)

رمز عملیات‌: یا صاحب الزمان ادرکنی

مکان اجرا: منطقه عملیاتی شلمچه ـ شمال غربی خرمشهر و شرق بصره

ارگانهای عمل کننده‌: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای ارتش جمهوری اسلامی

اهداف عملیات: فتح منطقه‌ای از خاک عراق و گرفتن امتیاز اراضی برای پایان عادلانه به جنگ دو ساله

 ـ طی 5 مرحله

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 10:0 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

سلام

...

 دلم خيلي تنگ شده براي روزايي كه همه هم زبون بودن.

 براي روزايي كه همه به يكطرف مي رفتن.

براي روزايي كه همه با هم بودن.

براي روزايي كه هر چي دشمن بود روبرومون بود و نگران پشت سرمون نبوديم

براي روزايي كه دشمنامونم مرد!!! بودن و هر چي داشتن توي چشامون

 مي گفتن!!!

حداقل همه مي فهميدن دشمن كيه. راستي كه دشمنم دشمناي قديم

دلم تنگ شده براي روزايي كه نامردايي روز روشن به فكر گول زدن مردم نبودن.

 به فكر ميز و صندلي نبودن. بيشتر از خودمون به فكر دشمنامون نبودن.

براي روزايي كه اينهمه تار عنكبوت روي در و ديوار شهرمون تنيده نشده بود

دلم تنگ شده براي روزايي كه اگه كسي هم گاهي انتقادي مي كرد از خودمون

 بود و صداقت و محبت ، توي نگاهش موج مي زد.

براي تير و تركشايي كه به پر و پامون و به سر و كله مون مي خورد و ناقصمون

مي كرد اما هيچ چيز حريف فكر و عقيده مون نمي شد.

آخ كه دلم چقدر براي بچه هايي تنگ شده كه نموندن و اين روزا رو نديدن.

براي لبخند قشنگشون. براي لباساي خاكيشون. براي سيم خاردارهايي كه

 به چشم مي يومد و مي شد از پسش بر اومد و احتياجي به بحث و جدل و

فلسفه بافي نداشت.

دلم خيلي تنگ شده براي شبايي كه از پشت هر سنگري صداي زمزمه اي

 مي يومد. براي سجاده هايي كه با سجاده هاي امروزي خيلي فرق داشت.

براي گريه هايي كه...

گريه هامونم ديگه فرق كرده. انگار ديگه نمي چسبه.

دلم خيلي تنگ شده براي نسيمي كه از روي اروند رد مي شد و صاف مي خورد

تخت پيشونيمون.

براي صداي پچ پچ قايقهامون. براي صداي خش خش نيزارهايي كه تا دنيا دنياست

براي من فراموش نشدنيه.

دلم خيلي تنگ شده براي نگاههاي با محبتي كه انگار ديگه نيست كه نيست و

تا دنيا دنياست ديگه مثلش پيدا نمي شه.

تا حالا شلمچه رفتيد؟ حتماً خيليهاتون رفتيد. زيارت قبول.

اما دلم خيلي تنگ شده براي شلمچه ي خودم. براي شلمچه اي ها.

براي شبايي كه بعضي ها رو آسموني مي كرد.

 وقتي شلمچه رو مي بينم هي مي خوام يه چيزي بگم اما صدام در نمي ياد.

قلبم مي خواد منفجر بشه. خمپاره هاي سكوت روي سرم مي ريزه.

سرمو مي گيرم لاي دستامو داد مي زنم خمپاره ه ه ه ه ه ه ..............

 اما هيچكس روي زمين نمي خوابه. انگار دنيا امن و امانه

دلم خيلي تنگ شده براي پرچماي سبزي كه اهالي باغ معرفت ، خودشون

برداشته بودن و مي دونستن چه حرمتي داره و مي دونستن دارن به كجا

مي برنش نه اينكه كسي دستشون داده باشه

 

بچه ها خيلي مراقب خودتون باشيد آخه بعضي از پيرمردا و پير زنها هميشه

مي گن

 دنيا خيلي دنياي بدي شده...

ياعلي...ياعلي...

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

اعتماد، بزرگترین سرمایه نظام است. دشمنان می خواهند ایجاد تردید کنند در باره این انتخابات.

دشمنان می خواهند این اعتماد را بگیرند و این ، آسیبش از آتش زدن بانک و اتوبوس بیشتر است.

بنده زیر بار بدعت های غیرقانونی نخواهم رفت.امروز اگر چارچوب های قانونی شکسته شود ،

در آینده هیچ انتخاباتی مصونیت نخواهد داشت.

اگر نخبگان سیاسی بخواهند برای درست کردن ابرو ، چشم را در بياورند چه بخواهند و چه نخواهند

مسوول آشوب ها و خون ها آنها هستند... دست های بیگانگان را ببینید.

زور آزمایی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست ، من از همه می خواهم به این روش خاتمه دهند

و اگر خاتمه ندهند مسوولیت تبعات ، به عهده آنهاست.

تصور غلطی است که فکر کنند با فشارهای خیابانی مسوولان را وادار کنند که زیر بار بروند.

تن دادن به مطالبات غیرقانونی شروع دیکتاتوری است.


... اگر کسانی بخواهند ادامه دهند ، آن وقت خواهم آمد و با مردم صریح تر از این صحبت خواهم کرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/31ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

سلام...

میلاد حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها

بر همگان

و بویژه بر همه ی زنان و مادران 

مبارک... 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه والنصر و اجعلنا من خيرانصاره و اعوانه

والمستشهدين بين يديه...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/20ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

رهبر معظم انقلاب:

...او ما را زنده کرد و به حرکت درآورد و ما توانستیم به کمک وجود او به ارزش جغرافیایی و تاریخی کشورمان

 و به حقیقت فرهنگ گذشته، قرآن و ملت خود پی ببریم.

امام به اسلام عزت بخشید و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز درآورد. الحق شخصیت آن عزیز یگانه ،

 شخصیتی است دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیرگونه بود.

امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است، راه او، راه ما، هدف او، هدف ما و رهنمود او،

مشعل فروزنده‌ی ماست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/12ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

 

سربند

 

 

بعد از این گردیده بی یاور علی

سر به چاهی می بَرَد دیگر علی...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

 

 

سالروز فتح غرور آفرین خرمشهر قهرمان ، در عملیات پیروزمندانه ی بیت المقدس ،

بر ملت ایثارگر ایران مبارک...

یاد شهیدانش بخیر... یاد شهیدانش بخیر

برگ برگ تاریخ انقلاب شکوهمند اسلامی ما پُر است از دلاورمردی ها و شجاعت ها و ایثارهای

مردان و زنان بزرگی که آسمان را به تسخیر خویش در آوردند و قصه سرخ پایمردی را در گوش

جهان زمزمه کردند. آنان که راه و رسم پرواز را چه زیبا آموختند و چه عارفانه به معراج پر

کشیدند و هر چند که بقول امام لاله ها، نام و نشان، در گمنامی و بی نشانی گرفته اند اما بی

تردید یاد و خاطره آن بزرگمردان تاریخ مقاومت ، تا ابد چون خورشیدی در آسمان ذهن جهان و

جهانیان خواهد درخشید و خدا می داند که در فراقشان بر این جاماندگان قافله چه می گذرد.

خدا می داند که روزهایشان چگونه به شب می رسد و شب هایشان چگونه سحر می شود.

خدا می داند که چه رازی در نگاه مات و مبهوتشان موج می زند و چشمان خیسشان به کجا

 دوخته شده است.

خدا می داند که در این یخبندان روزگار.............

 اما با همه اینها، اگر نبود عطر دل انگیزشان که در مشام کوچه پس کوچه های غربت ما پیچیده

است و اگر نبود یاد لبخند مهربانشان که  خلوت اندیشه هایمان را مالامال از خود کرده است ،

آتش می گرفتیم و می سوختیم و می مُردیم و نابود می شدیم و خداوند عزیز و حکیم را شکر

می کنیم که هنوزهم کتاب خاطراتمان با یاد پرستوهای مهاجر و سینه سرخان عاشق و

دلاورمردان بزرگ آن معرکه های حماسه و خون ، رقم می خورد. خداوند بزرگ را شکر می کنیم

که چشمانمان را می بندیم و هنوز هم لبخند می زنیم... هر چند که...

 خداوندا !

 تو خود می دانی که چگونه داغ هجران و رنج دوران، توأمان ما را در هم ریخت

الهی! ما که داغ هجران در سینه داریم چنانکه صدای ضربان قلب خود را می شنویم

راضی مباش که در آتش طعنه ها و کنایه ها نیز بسوزیم و خاکستر شویم.

 

خدایا!

 اگر هیچکس نداند تو خود خوب می دانی که عاشقان و دلباخته گانت در آن روزهای افتخار،

نگاهی به ابدیت تو داشتند و ذوب دروجود بی کرانه تو بودند. عاشقانه سر بر بالین ولایت تو

نهادند و به آنچه تو تکلیف کردی مشتاقانه عمل کردند و در راه عمل به این تکلیف و اطاعت از

فرمان تو سر و جان باختند ودر لحظه ای که میان آنها و وجود اقدست هیچ فاصله ای نبود و

هیچکس را توانایی درک آن لحظه ی مبارک و مقدس نیست، جام شهادت را سر کشیدند. 

طالب شهادت بودند که شهادت برایشان راه رسیدن به وصال تو بود و تو غایت آمالشان بودی

 

یا الله!

 در این دنیای عجیب و در این روزگار غریب ، که بر مفهوم شهادت نیز خاک غربت پاشیده

می شود بغض های فرو خورده امان را بنگر و گریه های بی صدایمان را بشنو و چشمان

به آسمان دوخته امان را نگاه کن

ما که در این دنیای توو در توو یک آرزو بیشتر نداریم پس جان دو کبوتر غریب مدینه، ما را دریاب

که ما سخت بر آرزویمان اصرار داریم...

یا الله...

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/02ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

 

 ای گل سرخ من!

یادت هست آن شب که من از فلسفه ی خندیدنت پرسیدم و تو با خندیدنی دیگر پاسخم را دادی؟

مات و حیران ماندم از اینکه ، من از فلسفه ی خندیدنت می پرسم ، تو چرا با یک تبسم پاسخم را می دهی.

لیک حالا دیگر خوب می دانم فلسفه ی خندیدنت را . راز آن پاسخ را

و لابد حالا دیگر تو هم خوب می دانی فلسفه ی پرسیدنم را . راز آن پرسش را...

 ای گل سرخ من !

دلم تنگ است برایت...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 10:2 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

این چهره را به خاطر بسپارید :

این ملعونی که مشاهده می کنید روحانی نمای مرتجع و رئیس فرقه ضد اسلامی وهابیت عربستان،
 
عبدالله بن عبدالرحمن الجبرین است که بارها , شیعیان اهل بیت پیامبر اسلام صلواة الله علیه و آله را
 
به کفر و شرک متهم کرده است . و با فتواهای بی رحمانه و افراطی , اجازه و دستور قتل شیعیان بی گناه را
 
صادر نموده که نمونه های متعددی از جنایت علیه شیعیان در پاکستان , افغانستان , عربستان و عراق  حاصل
 
فتواهای ضد بشری و ضد شیعی این شیطان پلید است .
 
زنده زنده سوزاندن جمعی از مسافران شیعی  یک اتوبوس , پاره نمودن شکم زنان حامله شیعه ,
 
قصابی نمودن بدن شیعیان , نمونه هایی از نتیجه فتواها و افکار شیطانی اوست.
 
سر بریدن تعداد کثیری از شیعیان در عراق و حمله ی خرابکارانه به اماکن مقدس شیعیان و کشتار فجیع آنها 
 
نیز ناشی از مجوز های جاهلانه و جنایتکارانه ای بوده است که این لامذهب صادر کرده است و این روند جنایت
 
و شقاوت علیه شیعیان بی گناه در همه جای جهان ، همچنان ادامه دارد.
 
بی تردید حساب اهل تسنن از این جنایتکاران بی دین که آلت دست لائیک ها و سکولار های غربی و استکبار
 
جهانی شده اند و با ادعای دروغین دین ، ضربه های هولناکی به پیکر دین و امت اسلام وارد می آورند
 
جداست و هوشیاری و زیرکی ملت ها و مذاهب اسلامی  در برخورد با چنین حوادثی بسیار مهم و
 
تعیین کننده خواهد بود....
 
 
 و سيعلم الذين ظلموا  اي منقلب ينقلبون...
+ نوشته شده در  شنبه 1388/02/12ساعت 10:7 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نويسد:

«شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید:

در سال هزار و صد و هفتاد دچار مشكل بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها سلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

 

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

 

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد. ..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 8:24 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

گوشه اي از سخنان افتخار آميز رياست محترم جمهوري اسلامي ايران در اجلاس ژنو :

امروز جامعه بشری با نوعی از نژادپرستی روبروست كه زشتی ناشی از آن، حیثیت انسان را در آغاز

هزاره سوم به طور كلی مخدوش كرده و جامعه جهانی را شرمنده ساخته است. صهیونیسم جهانی

مظهر تمام عیار نژادپرستی است كه با توسل دروغین به دین كوشیده است تا با سوءاستفاده از عواطف

دینی برخی از افراد بدون آگاهی، چهره زشت خود را پنهان كند اما آنچه باید به طور جدی مورد توجه قرار

گیرد، اهداف برخی قدرت‌های بزرگ و صاحبان منافع وسیع در جهان است كه با استفاده از قدرت اقتصادی

و نفوذ سیاسی و ابزار گسترده رسانه‌ای مذبوحانه می‌كوشند تا با پشتیبانی همه جانبه از جنایات رژیم

صهیونیستی از زشتی وجودی آن بكاهند؛ اینجا مسأله اصلی جهل نیست و برای همین، نمی‌توان در

مبارزه این پدیده شوم به كار فرهنگی بسنده كرد، بلكه باید كوشید تا به سوءاستفاده صهیونیست‌ها و

حامیان آنان از ابزار سیاسی بین‌المللی پایان داد و با احترام به خواست ملت‌ها عزم دولت‌ها را در راه

ریشه كن كردن این نژادپرستی آشكار جذب كرد و شجاعانه در راه اصلاح مناسبات و سازوكارهای

بین‌المللی گام نهاد. بی شك همه شما از تلاش‌های گسترده كانون‌های جهانی برای انحراف در مسیر

مأموریت این نشست مهم آگاه شده اید. متأسفانه ادبیات حمایت از صهیونیست‌ها به معنای مشاركت و

همدستی آشكار در جنایات آنها دیده می‌شود و این بر مسئولیت نمایندگان محترم ملت‌ها در افشای این

جریان ضدبشری و اصلاح مناسبات و رفتارها می‌افزاید.

باید دانست كه دور نگه داشتن یك ظرفیت عظیم جهانی مثل این نشست  ، از مصادیق اصلی به معنای

كمك به تداوم وجود زشت‌ترین مصداق بارز نژادپرستی است.

لازمه دفاع از حقوق بشر امروز این است كه اولا از حقوق ملت‌ها مبنی بر آزاد بودن در تصمیم‌گیری‌های

مهم جهانی بدون تأثیرپذیری از برخی قدرت‌ها دفاع شود و دوم آن که نسبت به اصلاح ساختارها و

مناسبات جهانی اقدام شود.

از این روی، این نشست صحنه یك آزمون بزرگ است و افكار عمومی جهان امروز و فردا درباره ما قضاوت

خواهد كرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

 

يادش بخير سفره ي هفت سين آسمونيمون...

 

آه خدايا

در اين معبرهاي تنگ و تاريك ،

نكند پايمان روي لاله ها باشد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/27ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

  به بهانه ی سالروز شهادت فرمانده ی دلاور لشکر 14 امام حسین (ع)

سردار شهید ، حاج حسین خرازی

نشسته بود ، زانوهاشو  گرفته بود توی بغلش . هیچ وقت این طوری ندیده بودمش ؛

ساکت شده بود.

ناراحت بودم.دلم میخواست مثل همیشه باشه؛

 وقتی می دیدیمش غصه هامون از یادمون می رفت.

 گفتم « چه قدر مظلوم شدی حاجی .»

 سرشو برگردوند،

فقط لبخند زد...

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 7:58 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش  | 

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس